<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های نوین در علوم جنایی</title>
    <link>https://nrcs.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های نوین در علوم جنایی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 17 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رویکرد آسیب اجتماعی شناسی به جرایم حکومتی پلتفرمی از منظر آسیب های ساختاری</title>
      <link>https://nrcs.ui.ac.ir/article_30693.html</link>
      <description>مقدمه: رویکرد آسیب اجتماعی‌شناسی با عبور از محدودیت‌های جرم‌محور حقوق کیفری، امکان تحلیل رفتارهای زیان‌باری را فراهم می‌کند که اگرچه در قوانین رسمی جرم‌انگاری نشده‌اند، اما پیامدهای گسترده و عمیقی بر زندگی شهروندان دارند. در حوزه حکمرانی پلتفرمی، این رویکرد از این جهت واجد اهمیت است که بسیاری از آسیب‌هایی که از طریق پلتفرم‌ها تولید یا تشدید می‌شوند، ناشی از تصمیمات، سیاست‌ها یا ترک فعل‌های دولت است و در قالب «جرایم حکومتی پلتفرمی» قابل بررسی‌اند. 
روش:  مقاله با روش توصیفی، تحلیلی و با تکیه بر رویکرد آسیب اجتماعی‌شناسی، به تحلیل آسیب‌های ساختاری ناشی از حکمرانی پلتفرمی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه سازوکارهای قدرت در سطح زیرساخت‌های دیجیتال می‌توانند بدون نیاز به خشونت مستقیم یا تصمیم‌گیری آشکار، پیامدهای آسیب‌زا برای جامعه ایجاد کنند. 
یافته‌ها: یافته های نشان می‌دهد که پنج سازوکار اصلی مرکز قدرت داده، انحصار پلتفرم‌ها، فقدان نظارت مستقل، تبدیل پلتفرم به زیرساخت حکمرانی و سوءاستفاده از آن، و حذف شفافیت و پاسخ‌گویی بستر تولید آسیب‌های عمیق و پایدار را فراهم می‌کنند. 
بحث: آسیب‌های یاد شده نه‌تنها حقوق دیجیتال و آزادی‌های مدنی را تهدید می‌کنند، بلکه با تضعیف پاسخ‌گویی، افزایش نابرابری و گسترش قدرت غیرپاسخ‌گو، ساختار حکمرانی را نیز دچار اختلال می‌سازند. بر این اساس، رویکرد آسیب اجتماعی‌شناسی می‌تواند چارچوبی کارآمد برای شناسایی، تحلیل و مقابله با جرایم حکومتی پلتفرمی فراهم آورد و ضرورت بازاندیشی در سیاست‌گذاری دیجیتال و تقویت سازوکارهای نظارتی را برجسته سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جرم‌شناختی بزه‌دیدگی جنسی مردان: مطالعه‌ای کیفی در گونه‌شناسی مرتکبان، سازوکارهای بزه‌دیدگی و چالش‌های نظام عدالت کیفری</title>
      <link>https://nrcs.ui.ac.ir/article_30694.html</link>
      <description>بزه‌دیدگی جنسی مردان از جمله پدیده‌های کمتر شناخته‌شده در ادبیات حقوق کیفری و جرم‌شناسی است که به دلیل غلبه کلیشه‌های جنسیتی، میزان بالایی از پنهان‌ماندگی و گزارش‌نشدگی را تجربه می‌کند. هدف پژوهش حاضر، تبیین ابعاد بزه‌دیدگی جنسی مردان، گونه‌شناسی مرتکبان و تحلیل عوامل مؤثر بر شکل‌گیری، استمرار و پنهان‌ماندن این پدیده در پرتو یافته‌های میدانی است. این پژوهش با رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته مبتنی بر روش دلفی با گروهی از متخصصان شامل روان‌پزشکان، روان‌شناسان، جرم‌شناسان، جامعه‌شناسان، پزشکان و نیز بزه‌دیدگان جنسی گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که بزه‌دیدگی جنسی مردان پدیده‌ای چندبعدی است که تحت تأثیر تعامل عوامل فردی، روان‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری شکل می‌گیرد. همچنین مرتکبان را می‌توان در گونه‌های متمایزی شامل بزهکاران موقعیتی، سلطه‌جو، انتقام‌جو، مبتلا به اختلالات شدید روانی، سازمان‌یافته و نیز زنان مرتکب طبقه‌بندی کرد که هر یک از انگیزه‌ها، شیوه‌های ارتکاب و الگوهای رفتاری متفاوتی برخوردارند. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که کلیشه‌های جنسیتی، انگ اجتماعی، ضعف سازوکارهای گزارش‌دهی و نارسایی حمایت‌های قانونی، از مهم‌ترین عوامل پنهان‌ماندن بزه‌دیدگی جنسی مردان و کاهش مراجعه آنان به نظام عدالت کیفری است. بر این اساس، اصلاح سیاست جنایی، بازنگری در نگرش‌های جنسیت‌محور، توسعه حمایت‌های تخصصی از بزه‌دیدگان و ارتقای آموزش دست‌اندرکاران نظام عدالت کیفری، از مهم‌ترین الزامات حمایت مؤثر از مردان بزه‌دیده محسوب می‌شود. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه نخستین گونه‌شناسی کیفی از مرتکبان بزه‌دیدگی جنسی مردان بر پایه داده‌های میدانی و تبیین این پدیده در چارچوبی میان‌رشته‌ای است که می‌تواند مبنای اصلاح سیاست‌های تقنینی، قضایی و پیشگیرانه قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
